الثقلین
انّ کثیر من النّاس عن ایتنا لغافلون
نويسندگان

ابوبکر بن نوح گوید پدرم نقل کرد دوستی در نهروان داشتم گفت عادت داشتم هر شب آیةالکرسی را میخواندم و بر دکان میدمیدم شبی یادم رفت بخوانم بخانه رفتم وقت خواب یادم آمد  آنرا خواندم و به طرف دکان دمیدم فردا دکان را باز کردم دیدم  دزدی هر چه در دکان است جمع کرده و مردی آنجا نشسته گفتم کیستی و اینجا چه میکنی؟ گفت داد نزن من چیزی از تو نبرده ام نگاه کن تمام متاع تو موجود است من اینها را بستم هرگاه خواستم ببرم در را نیافتم چون بر زمین نهادم و نشان کردم باز تا خواستم ببرم دیوار شد شب را به این بلا به سر بردم تا اینکه تو در را باز کردی اکنون اگر خواهی مرا عفو کن که من توبه کردم و چیزی هم از تو نبرده ام. آن مرد گوید دست از تو برداشتم و خدارا شکر کردم.1

  

1_ختوم  و اذکار جلد اول

 


[ یکشنبه 06 اسفند 1391 ] [ 22:20 ] [ quran1001 ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

ای مردم، من از میان شما میروم ولی دو چیز گرانبها بین شما باقی میگذارم تا هر زمان بر انها تقدم جویید گمراه نخواهید شد و ان دو قران و عتر و اهل بیتم است. این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا زمانی که در کنار چشمه کوثر به من ملحق شوند.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
بهمن 1393
تیر 1393 دی 1392 شهریور 1392 تیر 1392 خرداد 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا